ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

249

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كرد مردى را از بنى تميم در جزيره كشت و مال او را ربود . او را پى كردند گريخت و پنهان شد و از رود فرات بجانب شام رفت . در آنجا به راه زنى مشغول شد بعد از آن بيزيد بن مزيد شيبانى در ارمنستان پيوست سى سوار همراه داشت كه يزيد به او رتبه فرماندهى و سالارى داد و او با يزيد بجنگ خرميان كمر بست . از خرميان كشت و سخت زيان رسانيد و غلام يزيد را كه نزد آنها اسير بود آزاد كرد . پس از عزل والى ارمنستان باحمد بن مزيد پيوست . احمد هم او را بفرماندهى مقدمه لشكر براى جنگ هرثمه فرستاد كه فتنه ميان امين و مأمون برخاسته بود . ابو السرايا بدليرى مشهور شده بود هرثمه به او نوشت و وعده نيكى داد او بهرثمه ملحق شد و اعراب جزيره هم به او پيوستند او هم از هرثمه مال گرفت و به آنها داد . عده اتباع او بالغ بر دو هزار سوار و پياده گرديد او را امير خواندند . پس از قتل امين هرثمه از مواجب او كاست و روزى اتباع او را هم كرد او اجازه سفر حج خواست و هرثمه به او اجازه داد بيست هزار درهم هم به او بخشيد او آن مال را ميان اتباع خود تقسيم نمود و خود راه حجاز را گرفت و به آنها گفت : شما يگان يگان و گروهاگروه دنبال من بيائيد و به من ملحق شويد . آنها هم بدنبالش رفتند تا عده دويست سوار شدند و به محل « عين التمر » ( نزديك كربلا شفاثا ) رفت در آنجا عامل آن محل را محاصره كرد هر چه مال داشت از او گرفت و باتباع خود داد و سير خود را ادامه داد . كه در عرض راه عامل ديگرى ديد خراج را بر سه استر حمل مىكرد مال را از او گرفت و رفت عدهء از لشكر هرثمه كه او را دنبال مىكردند به او رسيدند او با آنها نبرد كرد و آنها گريختند . بصحرا رفت و مال را ميان اتباع خود تقسيم كرد . لشكر او كه قبل از مسافرت متفرق شده بودند دسته دسته به او پيوسته لشكرى تشكيل دادند . او محل « دقوقا » را قصد كرد . در آنجا ابو ضرغامه عجلى با عده هفتصد سوار حكومت داشت . بجنگ او شتاب كرد ابو ضرغامه گريخت و بقلعه « دقوقا » پناه برد ابو السرايا هم او را محاصره نمود پس از آن به او امان داد و او بيرون رفت هر چه در آنجا بود نصيب او شد .